فردوسی ، روزگار را از زبان رئیس و حاکم کشور، توصیف می کند. از زبان رئیسی که به دیگران ، درس می دهد.
زیباترین مصرع، آن مصرعی است که می سراید که مرگ، درویش را با شاه، یکی می کند( شد از مرگ، درویش با شاه راست ):
تو اکنون همی کوش و با داد باش
چو داد آوری از غم آزاد باش
خردمند را شاد و نزدیک دار
جهان بر بداندیش تاریک دار
همه راستی کن که از راستی
بپیچد سر از کژّی و کاستی
...
اگر بودن اینست شادی چراست
شد از مرگ درویش با شاه راست
...خرد پیش دانا پشوتن بریم
دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵ | 18:59