فرخی سیستانی می سراید که راه فراری از عشق، نیست. هر وقت به هر روشی، عشق را کنار می گذارد، معشوق به دنبالش می آید تا عشق را برگرداند.
دلیل، این است که دل انسان، عاشقِ عشق است.
هر روز مرا عشقِ نگاری به سر آید
در، باز کند ناگه و گستاخ در آید
ور در، به دو سه قفل گران سنگ ببندم
ره جوید و چون مورچه، از خاک بر آید
ور شب کنم از خانه ، به جای دگر آیم
او شب کند از خانه ، به جای دگر آید
جورم ز دل خویشست ، از عشق چه نالم
عشق ار چه درازست ، هم آخر به سر آید
دل، عاشق آن است که بی عشق نباشد
ای وای دلی کو ز پِیِ عشق بر آید
جمعه نوزدهم تیر ۱۴۰۵ | 11:26