این مغز فعلی؛ محصول هزاران سال تلاش:
طبق دانش سنّتی، زمین مسطح، ثابت و مرکز عالم بود. خورشید و همه اجرام نورانی که شبها در آسمان می درخشیدند ، همه از توابع و مضافات زمین بودند و به دور زمین می چرخیدند.
برای وجود باران، برف، رعد، باد، زلزله ، آتشفشان ، جزر و مد دریا و.... هیچ علت طبیعی وجود نداشت.
عالم هستی از چهار عنصر ( آب و خاک و باد و آتش ) درست شده بود.
طبع بشر، دماوی یا سوداوی یا صفراوی و یا بلغمی بود.
دل ( قلب ) مرکز تفکر و اراده و عواطف بود.
مغز، نقش قابل احترامی نداشت ، همانطوری که این روزها آپاندیس ندارد.
امراض، مخصوصاً امراضی که کشتار دسته جمعی می کردند ، مانند طاعون و وبا و آبله ، معلول بدکاری زمانه یا گاهی اوقات ناشی از بدخواهی اجنّه بود.
چند هزار سال ، اینها علم معتبر جهان بود، پس باید کشورهای جهان فعلی، خودشان را « به اوج رسیده » ندانند ، چون همین حالا، بسیاری مسائل است که برخی می دانند ولی جهان فعلی و کشورهای آن، نمی دانند