امید، ریشه کن شد، در این جهان فانی
بیا تو باوفایی و قدرِ عشق،
دانی
جهان ندارد آرام، بخند تا
بخندیم
برقص تا برقصیم و شادمان بمانی
حیات ما صفا شد و غصّه ای نباشد
منم که می توانم، تویی که می توانی
...
قسمتی از غزل در صفحه ۲۵۶ ، از کتاب عمق بیکران
پدید آورنده: دکتر محمدمهدی بخارائی
« شادی ام می آید، به هر قیمتی به یاریِ یاورانم »
شاد باشیم
سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۵ | 19:9