دیدن جهان با شعر

آثار دکتر محمد مهدى بخارائی : ذات عشق ، عمق بیکران ، کثرت یگانه ، طبیعت موجود ، The Sunny Night

تعدادی شعر از کتاب ذات عشق، سروده دکتر محمد مهدی بخارایی

تا زمان چاپ کتاب بعدی، تمام شعر هایی که در این وبلاگ می نویسم، از کتاب ذات عشق است.

          دکتر محمدمهدی بخارایی

یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۷ | 11:3
دکتر محمد مهدی بخارایی

زندگی، عشق

هر که ازعشق جدا گشت چه سرگردان است

روز و شب در طلب خواسته ای حیران است

 

عاقبت هم که بنالد ز جفا جور زمان

آتشی ساخت ز حسرت و در آن سوزان است

یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۷ | 10:58
دکتر محمد مهدی بخارایی

آرامش دهنده دایمی

در زندگی، تنها عشق است که آرامش دهنده دایمی است.

یکشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۷ | 10:46
دکتر محمد مهدی بخارایی

عطر وفاداری ، زیبای محض

ای عطر دل انگیز تو خوشبوی وفا

موّاجی دریاست تکاپوی وفا

 

ما عاشق و دلداده و همسوی توایم

ای مقصد و هر سمت و هر سوی وفا

جمعه بیست و نهم تیر ۱۳۹۷ | 10:37
دکتر محمد مهدی بخارایی

کتاب ذات عشق، سروده دکتر محمد مهدی بخارایی

شعر پایانی،تعریف اجمالی کتاب:

پاسخم این است یارم زندگی است

جمع ما شادان و این سرزندگی است

 

رشد در اوج است و با بالندگی است

وصل ما محتاج هر پویندگی است

 

خوب راند جذب را، کوبندگی است

حسّ دنیا پیش او شرمندگی است

 

ذات بی پایان من، تابندگی است

راه یارانم فقط تا بندگی است

 

نفس هر عاشق فقط جویندگی است

جمع یاران بندگی یابندگی است

 

چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ | 22:24
دکتر محمد مهدی بخارایی

تمام جهان بنشست مقابل دل

و فهم نگشت که چیست تمایل دل

سپس ز دلش بفهمید حقیقت خود

که هیچ باشد و نیست قابل دل

چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ | 19:58
دکتر محمد مهدی بخارایی

در هر زمانه عشق درمان انبوه تنها و بی روح بدن هاست.

چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ | 19:56
دکتر محمد مهدی بخارایی

هرگز عشق و عاشق تنها نیستند که فرهاد استوار همانند کوه در دل کوه تنها نیست

چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ | 19:55
دکتر محمد مهدی بخارایی

عشق تنها زندانی است که گرفتار آن همیشه آزاد است.

زندانی عشقیم که ما آزادیم

غمگین شده از یار و ما دلشادیم

گر نیست تو یادت همه یادت هستیم

شاگرد وفاییم و در این استادیم

چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ | 19:53
دکتر محمد مهدی بخارایی

دیباچه کتاب ذات عشق:

همه چیز داشتم. درخشان بودم در مقاطع زندگی ولی قلبی تپنده آتش به آشیانه ام زد. حریت می خواست که حر آتش عشق نصیبش شد.آتشی که با شعله ور تر شدنش عطشش بیشتر می شد و این من بودم که با آب شدنم عطش را فرو می نشاندم.<<هیچ>> ندارم. واصل مطلق شده ام در هجران کامل و آتشی تپنده از وجودم زبانه می کشد. آتشی تپنده که اقیانوس مواج عشق است حاصل آن.

چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ | 19:27
دکتر محمد مهدی بخارایی
مشخصات وب
دیدن جهان با شعر
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
پیوندها
  • تصویر رویین بر کتاب ذات عشق
  • من و ذات عشق
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آبان ۱۴۰۱
  • مرداد ۱۴۰۱
  • تیر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
  • فروردین ۱۴۰۱
  • دی ۱۴۰۰
  • آذر ۱۴۰۰
  • آرشيو
برچسب ها
  • دکتر محمد مهدى بخارائی (123)
  • شعر کلاسیک (114)
  • دکتر محمد مهدی بخارائی (96)
  • کتاب ذات عشق (43)
  • رباعی (36)
  • عشق (32)
  • کتاب طبیعت موجود (30)
  • غزل (28)
  • کتاب کثرت یگانه (24)
  • کتاب عمق بیکران (22)
  • مولانا (14)
  • حقیقت (13)
  • عرفان (12)
  • حافظ (8)
  • عدالت (7)
  • FACTS (7)
  • خیام نیشابوری (7)
  • شادی (7)
  • دکتر محمدمهدی بخارائی (7)
  • معشوق (6)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای دیدن جهان با شعر محفوظ است .