عدالتخواه بودن، در سرشت انسان است و می آید از نهاد
نظامی در داستان پیرزن و سلطان سنجر ( حاکم وقت )، از مأموری شکایت دارد که بی دلیل به پیرزن و خانه اش حمله میکند. فریاد او، عدالت خواهی است:
پیرزنی را ستمی در گرفت
دست زد و دامن سنجر گرفت
کای ملک، آزرم تو کم دیدهام
وز تو همه ساله، ستم دیدهام
شحنه مست، آمده در کوی من
زد لگدی چند فرا روی من
بیگنه از خانه ، برونم کشید
موی کشان، بر سر کویم کشید
در ستم آباد، زبانم نهاد
مهر ستم بر در خانَم نهاد
گفت فلان نیم شب ای گوژپشت
بر سر کوی تو، فلان را که کشت؟
خانه من جست که خونی کجاست
ای شه، ازین بیش، زبونی
کجاست
We need the same rights, not the same language
If everyone spoke the same language we could all communicate perfectly well
It doesn't matter, because communication isn't JUSTICE and EQUAL RIGHTS
In this century, we are gradually beginning to recognize that a multi-lingual world leads to a great diversity of ideas, to debate in positive sense and to greater understanding as well.
We all understand JUSTICE IS NEEDED and this feeling is worldwide