عشق و انسانیت.
قزوین، بلوار آزادگان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی.
ایمیل ناشر:
تلفن ناشر:
09196598725
قزوین، بلوار آزادگان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی.
ایمیل ناشر:
تلفن ناشر:
09196598725
کتاب عمق بیکران، جهان بینی و فلسفه و عرفان با زبان شعر است.
کتاب از دو بخش تشکیل شده است که
بخش اول، جهان ها و طبیعت ها و طبایع است و بخش دوم، انسان.
بخش اول، با اشعاری از عمق وجود آغاز
می شود و قدم به قدم، طبیعت ها و
سرشت ها و جهان هستی را با اشعاری زیبا، توصیف می کند.
در بخش دوم، ابتدا حیطه انسانی و قالب و هویت و معنای انسان با زبان شعر توصیف می شود و سپس از همین منظر، گیتی بیکران به شعر کشیده می شود.
همچنین در بخش دوم، اشعار عاشقانه عارفانه زیادی، بنا به عنوان و موضوع، وجود دارد.
توضیح زیبایی در دیباچه کتاب ارائه شده است:
وجودم، آتشی تپنده است، همان اقیانوس موّاج عشق.
اکنون، موجی بی پایان برمی خیزد، از درون برانگیزد که برخیزد و فروریزد و در آمیزد. موجی که در آویزد و هیچ نگریزد که خلوص ذات عشق است جاذبه در آن.
شکافنده طبیعت و انسان و هست و نیست می شوم، راسته ای پیچیده، و تار و پودی منظّم، این عمق بیکران.
برسد هر شب تاریک به نور سحرش
که بماند آن به خودش ناب، و منوّر ثمرش
همه آن ظلمت نفسش چو پذیرفت به خود
زجهان نور بیامد که ببیند گهرش
کتاب عمق بیکران، صفحه 22
بگفت آنگهی رستم نامدار
که رویین تن است این یل اسفندیار
...
خم آورد بالای سرو سهی
از او دور شد دانش و فرهی
...
و اسفندیار می گوید:
به مردی مرا پور دستان نکشت
نگه کن به این تیر که دارم به مشت
بدین تیر شد روزگارم به سر
ز سیمرغ و از رستم چاره گر"
آری این چنین است. اگر دوزخی آتشین پیشنهاد آب حیات بخش داد هرگز
او را پس نزن چون واقعی و حقیقی است . و هرگز و هرگز فریب ترس از
گلوله آتش را نخور چون پرتاب کننده گلوله است که کاملا به آتش آسیب
پذیر است نه دوزخی آتشین. که دوزخی آتشین برخاسته از آتش است.
و آنچه آوردی دلشده ات بود.
این دل من را تو که آورده ای
راست بگو،در چه تو پرورده ای
چون که به من گفت و تأکید کرد
بی دل و دلبر تو بدان مرده ای
تا دنیا بوده، همین بوده،
و همین نیز خواهد بود.
و هویدا شد آغوش باز زیبا دلربای انسانیت،
این عشق و سرخوشی.
و هر زیبای دلاراست که دلبری را توصیف
می کند.
همانگونه که برای قرن ها،طاعون(به عنوان مثال) را با ادعیه می خواستند دفع کنند.
آری، شاد باید بود از این مستی و هوشیاری،در جهانی که همه خوابند.
چون مدرنیم ولی وفادار.
ندای عشق و زندگی: شرمت باد نابودی، که چون وجود دارم، تو هستی که نابودی.
عشق ریشه های محبت و شادی را در درون انسان شکوفا می کند و حس خوشبختی را به انسان هدیه می دهد.
هر زمانی عشق ها ایجاد شد
زندگی از غصّه ها آزاد شد
چون که غمگینی و شادی،داخلی است
ریشه ها گل داد و دشت آباد شد