انسان عاقل ، عشق را زیبا کند یک پیرهن
می پوشد آن ، آسوده باشد در جهان از مرد و زن
دل ، منفعت ها می برد ، از مهربان بودن و عشق
آسوده خاطر ، هر زمان ، دارد قوی سالم بدن
جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ | 20:6
انسان عاقل ، عشق را زیبا کند یک پیرهن
می پوشد آن ، آسوده باشد در جهان از مرد و زن
دل ، منفعت ها می برد ، از مهربان بودن و عشق
آسوده خاطر ، هر زمان ، دارد قوی سالم بدن
عاشقی در عشق، دلداری نخواهد
عشق دلبر می دهد، کاری نخواهد
پس دلم را می سپارم من به این عشق
عشق یاریگر شد و یاری نخواهد
دل و عشق باوفايان ، همه جا نثار
گشته
غمِ یادِ یادگاری ، غمِ یادگار
گشته
ز نظر به عمق دوران ، دل هر بشر
بنالد
که ز شر بشر به شر شد همه جا شرار
گشته
همه در زمان تشنه ، به سراغ قطره
عشقی
بروند در کویری ، همه تشنه زار
گشته
منگر دگر زمان را که ز بعد فقرِ
باران
به جز آن خزان نبینی ، دل بی بهار
گشته
خود عشق يار گشتی ، پس از آن خلوص
گوید :
که قرار او بیاید ، دل بی قرار
گشته